ترمهترمه، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 18 روز سن داره

ترمه دختر اصیل ایران زمین

18 مرداد1384

1390/5/18 0:53
825 بازدید
اشتراک گذاری

عزیزکم

به این روز که میرسم احساس خوشایندی ندارم

برایم خاطره خوبی به همراه نداره

دلم تنگ شده واسه مادر بزرگی که غم نبودنش بیشتر برای تنها شدن مادرم هست

خیلی وقتها دلم برای مامانم میگیره که الان مادری کنارش نیست.

همیشه مامانم میگه حاضر بودم بیشتر از اینها برایش کاری میکردم و پرستاریش را تا سالها به عهده میگرفتم اما در کنارم بود

مادر بزرگم  که با اینکه  دل پر غمی داشت ،اما روحیه اش فوق العاده بود و سعی میکرد که همه را شاد کنه

اگر خیلی وقتها در تنهایی اش اشک های ریز ریز می ریخت پایین ، اما تا به کسی میرسید شروع میکرد با صدای قشنگش آواز خواندن یا ترانه های شاد شهرمون

خدا رحمتش کنه به فکر زنده ها بود و از یاد رفتگان هم غافل نمیشد .خودش میگفت شب که میخوام بخوابم وقتی شروع میکنم برای پدرم فاتحه بخونم یکی یکی همه اموات میان جلو چشمام ..اونوقته که دلم نمیاد براشون حداقل فاتحه ای نفرستم.

یک روز همینطور که در حال فرستادن صلوات بود یهو گفت :آخی ...گفتیم چی شده ؟ مادر بزرگم گفت تو فکرم اگر من مردم کی برای دختر عمه ام که دیگه  فامیلی نداره فاتحه بده ؟

شاید برای خیلی ها شوخی به نظر بیاد اما باور کن مثلا خاله لاله ات همیشه یاد دختر عمه مادر بزرگم میکنه و براش فاتحه میفرسته.

یا حتی مادر بزرگ مادرم که بهشون بی بی میگفتن را هیچوقت ندیدم اما چون مامانم خیلی دوستشون داره و حتی مادربزرگم هم به یادشون بودن امکان نداره که خیلی وقتها بی بی در ذهنمون نباشه و یادش نکنیم

 روز فوت بی بی و مادربزرگم 18 مرداد هست( عروس و مادرشوهرم قدیمیش خوبه) حالا چه اتفاقی باشه چه خواست خدا به هرحال این بوده تقدیرشون.

ترمه جونم ، فکر نکن اینهمه برات حرف زدم که بهت یادآوری کنم برای مادربزرگم فاتحه ای بخوانی ...نه عزیزم چیزی را به گردنت نمیزارم

فقط خواستم از خودمو خانواده ام برات گفته باشم

راستی اون تسبیح خوشگل و دونه درشتی که عاشقشی و باهاش بازی میکنی متعلق به بی بی خدابیامرزه...فکر کن تو نسل چهارمی هستی که این تسبح رو توی دستت میگیری

البته اونها باهاش ذکری میگفتن و ما هم اجازه بازی با اونو نداشتیم ،اما حالا تو شدی تافته جدا بافته

 

خوشگلم...ترمه من ........آرزوم همیشه این بوده و هست که همه ما در کمال سلامت عمری طولانی در کنار هم روزهای خوبی را سپری کنیم

و از خدا متشکرم که همیشه صدامو شنیده و دعاهامو استجابت کرده

مامانم دوستت دارم و میدونم سالهای سال شما و بابام سایه بالای سردخترها و نوها و البته دامادهاتون  هستید و تا عروسی ترمه  و بقیه نوه هارا نبینی و نتیجه دار شدنشون را ، مارو ترک نمیکنی

اونوقت اون موقع با خیال راحت با هم میریم

این آرزومه و همیشه سر همه اذان ها از خدا همینو خواستم از خیلی خیلی سالها پیش

مامانم دوستت دارم

17 مرداد 1390

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (17)

مامان پارسا
18 مرداد 90 2:37
انشالله که روزگار همیشه بر وفق مرادت بچرخه خانومی



مامان علی مامان آرین جون و مامان پارسای عزیزاز همه گی شما ممنونم

مامان آرین
18 مرداد 90 2:53
خدا رحمتشون کنه
مامان علي
18 مرداد 90 10:02
سلام عزيزم.روح مادر بزرگتون شاد.انشاالله سايه شما از سر ترمه جون كم نشه
مامان وانیا
18 مرداد 90 11:11
از آمدن و رفتن ما سودی کو؟ از بافته وجود ما پودی کو؟ در چنبر چرخ جان چندین پاکان میسوزد و خاک میشود دودی کو؟ وقتی اینهمه خاطره قشنگ از عزیزانمون داریم یعنی با ما هستند و از ما دور نشدن خدا شما و مادرتونو برای ترمه جون حفظ کنه
مامان ماهان
19 مرداد 90 0:05
خدا مادبزرگ مهربونتو بیامرزه عزیزم روحش شاد
مامان سانای
19 مرداد 90 11:11
روحش شاد
مامان آبتین
19 مرداد 90 20:36
خدا مادر و مادربزرگ مهربونتون رو بیامرزه روح هردوشون شاد


خیلی ممنونم و خدا همه رفتگان رو رحمت کنه و رفتگان شما هم
خاله ياسمين زهرا
20 مرداد 90 8:05
غم از دست دادن عزيز هميشگيه.بخصوص اون مادربزرگاي شيرين سخن و قديمي كه هيچ چيزي جاشونو پر نميكنه.انشااله روح همه رفتگان شاد باشه و در جوار رحمت حق آرام گرفته باشند.


واقعا درست میگی
دیگه جاشون پر نمیشه ...به تمام معنا گوهر بود ،مثل همه مادر بزرگها
ياسمين زهرا
20 مرداد 90 8:08
ترمه جون شما منو لينك نكردي من خوشحال بودم كه دوستي منو قبول مي كني


عزیزم لینکت کردم و تعداد لینکهای دوستانم با اینکه زیاد هست اما نمیدونم چرا در وبلاگ معلوم نیست...به نام یاس فسقلی و خوشگل زدم
فکر کنم در کار وبلاگم ایرادی هست خوشحال میشم کسانی که وارد هستن راهنمایی کنند
مامان سانای
21 مرداد 90 17:28
عزیزم ممکنه نام دوستان را در قسمت توضیحات می نویسی باید در قسمت عنوان بنویسی تا در وب نشون بده .ضمنا من هم شما رو خیلی وقته لینک کردم
مامان آرین
24 مرداد 90 1:24
هاله جون خوبی؟
مامان ماهان عشق ماشین
24 مرداد 90 11:00
خدا همه رفتگان رو رحمت کنه و رفتگان شما هم. اتفاقا منم تو فکر بودم چرا اسمم تو لینکاتون نیست؟مثل اینکه مشکل چیز دیگه ای بوده.
مامان نيكان و روهان
24 مرداد 90 12:12
خدا رحمتش كنه غم از دست دادن عزيز اونقدر بزرگه كه تنها صبر ميتونه پاداش اون باشه از خداوند مهربون براي شما و مادر عزيزتون صبر عظيم طلب ميكنم.
مامان النا
25 مرداد 90 1:53
سلام روحش شاد


مرسی .رفتگان شما هم خدا رحمت کنه
مامان فهیمه
25 مرداد 90 15:24
سلام: انشالله روحشون شاد باشه...
مامان آرین
26 مرداد 90 16:08
هاله جون سلام خوبین ؟ ترمه جونم خوبه؟ چند وقتیه نمیای نگران شدیم


سلام عزیزم .ممنونم به یادمون هستی
خط اینترنت فوق الغاده افتضاح هست و بیشتر وقت ها قطع میشه
اینه که باید کلی وقت بزارم که اون وقت هم در اختیار ترمه هست نه من
ببوس خوشگلتو .بازهم ممنونم
مونا (مامان النا )
5 شهریور 90 21:01
سلام هاله جون.متوجه شدم حسابی هنرمندی خانمی
امیدوارم همیشه موفق باشی


عزیزم نظر لطفت هست و ممنونت هستم
اما واقعیت اینه که
تا هنرمند شدن راه زیادی هست